بديع الزمان فروزانفر
809
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
تنت بناز طبيبان نيازمند مباد * وجود نازكت آزردهى گزند مباد ديوان حافظ ، ص 76 مصطفى زاد : كسى كه از نسل محمد مصطفى ( صم ) باشد ، مجازا ، شريف و نژاده ، روح علوى و جان پاك . تنگ : لنگهى بار ، بار ستور ، ظاهرا بمناسبت آن كه تنگ ستور را بر روى بار مىبندند . مغيلان : مخفف ام غيلان ، درختى كلان و خار دار كه در ريگستان مىرويد و آن را به عربى طلح مىگويند . مولانا جان را كه از آن به « مصطفى زاد » تعبير مىكند به سوار و تن را كه از آن به « شتر » مثال مىزند ، به مركب تشبيه نموده است ، اين تمثيل در كتب پيشينيان مانند : اخوان الصفا ، طبع مصر ، ج 3 ، ص 6 ، 61 ، تمهيدات عين القضاة ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص 159 ، 160 و در احياء العلوم غزالى نيز ديده مىشود و ما در ذيل : ب 1119 - 1115 از شرح مثنوى شريف ، جزو دوم ، بدان اشارت كردهايم ، آن گاه مولانا از تفاوت ميل و مقصد اين سوار و مركب سخن مىگويد بدين گونه كه تن به حكم آن كه مادى است و از اجزاء ارضى ، مركب است بالطبع به شهوات و آرزوهاى خسيس و ننگين توجه دارد و مانند شتر است كه خار مىخورد و بار مىكشد ولى جان علوى بسبب آن كه از عالم امر و غيب است بسوى علوم و معارف و حكمت مىگرايد ، اين تنازع و كشمكش ميان جان و تن همچنان بر قرار است تا آن گاه كه بدن بر اثر تربيت درست و رياضت ، به تمام و كمال پاك شود و در تصرف جان آيد ، مولانا علاوه بر اين مورد در ( 93 ) موضع از مثنوى شريف ، دربارهى تعلق جان و تن بيك ديگر و آثار و احكام اين تعلق سخن گفته است ، اختلاف جان و تن را به لحاظ مطلوب و مقصد بوجه صريح و روشن تر مىتوانيد در مثنوى ، ج 3 ، ب 4435